نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی سطح ادراک مدرسان آزفا از مؤلفههای تدریس تأملی و تحلیل نقش متغیرهای آموزشی و تجربی در شکلگیری آن انجام شد. با توجه به کمبود مطالعات تجربی در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، این پژوهش تلاش دارد تا شکاف میان مبانی نظری و شواهد میدانی را پر کند. مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی اجرا شد. 34 مدرس آزفا از دانشگاهها و مراکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان از طریق نمونهگیری در دسترس با مشارکت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بومیسازیشده از ترینح (2024) با 12 گویه در مقیاس لیکرت و چهار مؤلفه (منبع اطلاعات، توسعه تفکر حرفهای، رشد مهارتهای تدریس، و حل مشکلات آموزشی) بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ 0.87 تأیید شد. تحلیل دادهها با SPSS 26 و آزمونهای آماری (فریدمت، تیمستقل، تحلیل واریانس، رگرسیون، اسپیرمن) انجام گرفت. میانگین مؤلفهها (>4) نشاندهنده نگرش مثبت مدرسان آزفا به تدریس تأملی بود، اما تفاوت معناداری میان مؤلفهها مشاهده نشد (p>0.05). متغیرهای جمعیتشناختی (سن، جنسیت، مدرک تحصیلی) اثر معناداری نداشتند، در حالی که عوامل آموزشی و تجربی (سطح کلاسهای تدریس شده، گذراندن دورههای تربیت مدرس، منبع آشنایی با تدریس تأملی) با برخی مؤلفهها رابطه معنادار داشتند. یافتهها حاکی از آن است که تدریس تأملی مهارتی آموزشپذیر و وابسته به عوامل تربیتی است. طراحی دورههای تربیت مدرس با تأکید بر تدریس تأملی میتواند کیفیت آموزش و بالندگی حرفهای مدرسان آزفا را ارتقا دهد.
کلیدواژهها
موضوعات