نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
استادیار مرکز آموزش زبان و معارف اسلامی جامعه المصطفی(ص) العالمیه، قم، ایران
چکیده
هدف اصلی آموزش زبان توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران است که این هدف امروزه بیشتر در محتواهای آموزشی با رویکرد ارتباطی دنبال میشود. بررسی نظریه نقشگرایی هلیدی و استفاده از آن در محتوای آموزشی زبان با این رویکرد، تأثیر بسزایی دارد. در این پژوهش دو کتاب آموزشی «فارسی بیاموزیم» (جلد 1، 2 و 3) و «پارسا خواندن» (ترم اول، دوم و سوم) به روش تحلیل محتوا از نظر میزان استفاده از نقشهای هفتگانه هلیدی مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که به جز نقش تعاملی، میزان کاربرد سایر نقشها در کتاب «پارسا خواندن»، به طور (معناداری) بیشتر از «فارسی بیاموزیم» است. مجموع تعداد نقشها در کتاب «فارسی بیاموزیم» 622 و در «پارسا خواندن» 2005 مورد بوده است که نشان از سه برابر بودن تعداد آنها در کتاب «پارسا خواندن» میباشد. تعداد نقشها در «فارسی بیاموزیم» به تفکیک عبارت است از: نقش ابزاری، 35؛ نظارتی، 41؛ تعاملی، 212؛ شخصی، 34؛ اکتشافی، 130؛ تخیلی، 170 و اطلاعرسانی، 57 مورد؛ همچنین در کتاب «پارسا خواندن» تعداد آنها بدین صورت است: نقش ابزاری، 631؛ نظارتی، 79؛ تعاملی، 19؛ شخصی، 57؛ اکتشافی، 895؛ تخیلی، 7 و اطلاعرسانی، 317 مورد. این تفاوتها نشاندهنده تمرکز بیشتر کتاب «پارسا خواندن» بر استفاده از نقشهای هفتگانه هلیدی است.
کلیدواژهها
موضوعات